توضیحات
متن پشت جلد رمان دادِ شاهان:
هیچکس فراتر از قانون نیست.
امپراتوری گرگ در آتش ناآرامی میسوزد. شورشیان، بدعتگذاران و اشراف قدرتمند، همگی اقتدار تخت امپراتوری را به چالش کشیدهاند.
تنها نظام دادگستران است که میان امپراتوری و هرجومرج ایستاده. سِر کنراد فونوالت، هراسانگیزترین دادگستر امپراتوری، با ذهنی تیز، نیروهای رازآلود و مهارتی کمنظیر در شمشیرزنی، قانون را پاس میدارد. در کنار او هلنا سدانکا، کاتب و شاگردش، ایستاده است؛ دختری که یتیم جنگهایی است که امپراتوری را شکل دادند.
وقتی این دو نفر دربارهی قتل اشرافزادهی محلیای تحقیق میکنند، پرده از توطئهای برمیدارند که تا بالاترین لایههای قدرت در امپراتوری ریشه دوانده است. با بالا گرفتن مخاطرات و شخصیتر شدن ماجرا، فونوالت و هلنا ناچار میشوند با پرسشی سرنوشتساز روبرو شوند:
آیا برای نجات امپراتوری، باید همان قوانینی را زیر پا بگذارند که سوگند خوردهاند پاسدارشان باشند؟










